تبليغاتX
موزیک - شعر - عکس و.....
آلبوم جديد و زيباي Atilla Tas با نام Bir Atilla Tas Albumu (با دو كيفيت)

در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 8:31| نویسنده : ابراهیم |
موزیک ویدیو جدید و زیبای مهرداد به نام آخر سفر ، به همراه آهنگ این ویدیو . با 2 کیفیت متفاوت ...
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 8:22| نویسنده : ابراهیم |
آهنگ جدید و بسیار زیبای فریدون به نام دوست دارم ، با تنظیم پدرام کشتکار . با 3 کیفیت متفاوت ...


سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 8:21| نویسنده : ابراهیم |
چند مطلب کوتاه!!!!

هيچوقت دل به کسي نبند چون اين دنيااينقدرکوچيکه که دو تادل کنارهم جانميشه ولي اگه دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه که ديگه پيداش نميکني

به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه 

 دو تا جوجه از بچگي عاشق هم بودند اما وقتي بزرگ شدند ديدن هردوتا شون خروسن(نتيجه اخلاقي تا وقتي جوجه اي عاشق نشو

یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 11:3| نویسنده : ابراهیم |
داستان زيبايي از پائولوكوئيلو

يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتي مرد همه مي گفتند به بهشت رفته است .آدم مهرباني مثل او حتما به بهشت مي رفت.

در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي كيفيت فرا گير نرسيده بود.استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.دختري كه بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به ليست انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به دوزخ فرستاد.

در دوزخ هيچ كس از آدم دعوت نامه يا كارت شناسايي نمي خواهد هر كس به آنجا برسد مي تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.

چند روز بعد ابليس با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه ي پطرس قديس را گرفت:

اين كار شما تروريسم خالص است!

پطرس كه نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد چه شده؟ابليس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده ايد و آمده و كار و زندگي ما را به هم زده.

از وقتي كه رسيده نشسته و به حرفهاي ديگران گوش مي دهد...در چشم هايشان نگاه مي كند...به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو مي كنند...هم را در آغوش مي كشند و مي بوسند.دوزخ جاي اين كارها نيست!! لطفا اين مرد را پس بگيريد!!

وقتي رامش قصه اش را تمام كرد با مهرباني به من نگريست و گفت:

((با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند))

 

چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 20:44| نویسنده : ابراهیم |
یک داستان جالب!!!

پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بيل گيتس است
پسر: آهان اگر اينطور است ، قبول است
 
پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد:
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند
پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل
  بانک جهاني است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است
 
بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم!
پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است!
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد
و معامله به اين ترتيب انجام مي شود
 
نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد
چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي برگزينيد.

 

 

جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 1:10| نویسنده : ابراهیم |
درباره وبلاگ
با سلام خدمت دوستان عزیز
با آرزوی سربلندی کشور عزیزمان ایران و موفقیت شما عزیزان در تمام مراحل زندگی از همه شما دوستان خواهشمندم جهت دلگرمی و همچنین هر چه بهتر کردن محتوای این وبلاگ حتما در قسمت نظرات مرا از پیشنهادات و انتقادات مفیدتان بهره مند نمایید. با تشکر
پیوندهای روزانه
طراح قالب

آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :


دانلود RssReader

Powered By
BLOGFA.COM

رادیو فردا
Stats Maker